ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1173

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كه در علم بديع از مردم افريقيه بتأليف پرداخته‌اند ابن رشيق است كه كتاب « عمده » او مشهور مىباشد و بسيارى از اهالى افريقيه و اندلس از روش وى در اين كتاب پيروى كرده‌اند و بايد دانست كه ثمرهء اين فن اين است كه انسان را به فهم اعجاز قرآن رهبرى مىكند ، زيرا اعجاز قرآن در كمال دلالت آن بر جميع مقتضيات احوال خواه از لحاظ منطوق و خواه از نظر مفهوم مىباشد و اين بالاترين مراتب سخن توأم با كمال [ 1 ] در چيزهايى است كه بانتخاب الفاظ و حسن تنظيم و تركيب آن اختصاص دارد و اين همان اعجازى است كه فهم‌ها از درك آن عاجز شده است و تنها برخى از دقايق آن را كسانى ميفهمند كه در نتيجهء انس بسيار به زبان عربى ذوق و ملكهء آن براى ايشان حاصل آمده است و هر يك از آنان به اندازهء ذوق خود اعجاز آن را درك مىكند و به همين سبب مشاعر و مدارك تازيانى كه قرآن را از مبلغ آن شنيده‌اند در بالاترين مراتب قرار دارد ، زيرا آنها از پيشقدمان عرصهء سخن و كهبدان ( نقادان ) آن بشمار ميرفته و حداكثر ذوق نزد ايشان به بهترين و صحيح‌ترين وجه وجود داشته است . و آنان كه بيش از هر كس به اين فن نيازمندند مفسران مىباشند و بيشتر تفاسير متقدمان از اين فن عارى است و مؤلفان آنها در اين باره غفلت ورزيده‌اند تا آنكه جار الله زمخشرى پديد آمد و كتاب خود را در تفسير وضع كرد و آيات قرآن را بر وفق احكام اين فن مورد تتبع قرار داد بدانسان كه برخى از قسمتهاى اعجاز آن آشكار شد و از اين رو اگر وى عقايد بدعت گذاران را هنگام اقتباس آنها از قرآن بوجود بلاغت تأييد نمىكرد تفسير وى در ميان تفاسير بسبب اين مزيت منحصر بفرد ميشد و به همين سبب بسيارى از اهل سنت با بضاعت وافرى كه صاحب اين كتاب در بلاغت دارد از آن اجتناب مىورزند ، ولى اگر كسى عقايد سنت را بطور استوار بداند و در اين فن تا حدى مشاركت جويد تا بتواند از نوع همان سخن آن را رد كند يا بداند كه تفسير مزبور بدعت است و

--> [ 1 - ) ] و اين بالاترين مراتب كمال « پ » .